استراتژی های معاملاتی

نوارهای بولینگر باند

باندهای بولینگر

این تکنیک توسط جان بولینگر مطرح شد. در این روش دو نوار (باند) معامله یعنی چیزی شبیه تکنیک پوشش در دوطرفه میانگین متحرک قرار داده می شود با این تفاوت که باندهای بولینگر نوارهای بولینگر باند با انحراف معیاری در بالا و پایین میانگین متحرکی که اکثرا ۲۰ روزه می باشد قرار می گیرند. منظور از انحراف معیار یک مفهوم آماری است که بیان کننده چگونگی پراکندگی قیمت ها هول متوسط قیمت ها می باشد. استفاده از انحراف استاندارد این خاصیت را دارد که می توان گفت با اطمینان ۹۵ درصد کلیه قیمت هایی که یک سهم از لحاظ آماری می تواند به خود بگیرد بین این دو باند قرار دارد. به عنوان یک قانون، نی که قیمت ها به باندهای بالایی برسند تمایل به بسط در جهت صعودی دارند و زمانی که باند پایینی را در لمس کند در آن ها تمایل به بسط در جهت نزولی مشاهده می شود. ( شکل های ۹-۹-الف و ۹-۹-ب را مشاهده کنید )

نسخه آنلاین شامل شکل ها، نمودارها و همچنین «فصل ۱۷-پیوند بین معاملات آتی و سهام: تحلیل بین‌بازاری» نمی باشد. برای دانلود نسخه کامل با فرمت pdf روی این لینک کلیک کنید.

شروع سرمایه‌گذاری در سهام – قسمت سی و یکم

مقدمه
تحلیل تکنیکال زمانی به‌خوبی عمل می‌کند که از ابزارهای مناسب استفاده شود. یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال،‌ اندیکاتورها هستند. برای استفاده از اندیکاتورها باید از نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال استفاده کرد. در ادامه به توضیح اندیکاتور بولینگر باند می‌پردازیم و استراتژی‌های مربوط به این اندیکاتور را بیان می‌کنیم.

اندیکاتور بولینگر باند چیست؟
اندیکاتور بولینگر باند یکی از محبوب‌ترین ابزارهای تحلیل تکنیکال است که امروزه در محیط معاملات استفاده می‌شود، این اندیکاتور در طبقه‌بندی اندیکاتورهای روندی قرار می‌گیرد. نوارهای بولینگر به باندها یا کانال قیمت۱ اشاره دارد. به بیان ساده‌تر بولینگر باند برای اندازه‌گیری نوسان بازار استفاده می‌شود. این ابزار تحلیل تکنیکال از سه جزء تشکیل‌شده است که روی چارت قیمت ترسیم می‌شوند (نمودار۱)؛ دو نوار بالا و پایین که با خط مرکزی فاصله دارند و خط مرکزی که میانگین متحرک ۲۰ روزه است و در وسط دو نوار قرار دارد.
نوارهای بولینگر از یک ابزار آماری به نام انحراف معیار استفاده می‌کنند تا سطوح حمایت و مقاومت احتمالی را تعیین نمایند چراکه فاصله دو نوار با خط میانگین که در وسط قرار دارد دو برابر انحراف معیار از خط میانگین متحرک است. درواقع از طریق انحراف معیار یک کانال نوسان۲ خطوطی در بالا و پایین چارت قیمت ترسیم می‌شود. این خطوط از هم باز یا فشرده شده و میزان نوسانات قیمت یا غیرنوسانی بودن آن را نشان می‌دهند. نوارهای بولینگر زمانی که نوسانات قیمت کم باشد فشرده می‌شوند و زمانی که نوسانات افزایش یابد از هم فاصله می‌گیرند.
‌نوار بالا قیمت گران و بالا را نشان می‌دهد. نوار پایین سطح قیمتی پایین یا ارزان را نشان می‌دهد. عرض نوار بولینگر نشان‌دهنده میزان نوسانات است. معامله کردن نزدیک نوارها سبب نوعی اطمینان خاطر است؛ زیرا در نوار بالایی شاهد مقاومت و در نوار پایینی شاهد حمایت هستیم. هرچند این مسئله به‌تنهایی سیگنال نوارهای بولینگر باند خرید یا فروش نیست. به‌طورکلی زمانی که قیمت‌ها به نوار بالایی می‌رسد به‌عنوان بیش‌خرید۳ و زمانی که قیمت‌ها به نوار پایینی می‌رسند به‌عنوان نوارهای بولینگر باند بیش‌فروش۴ شناخته می‌شود.

انحراف معیار در نوارهای بولینگر چیست؟
انحراف معیار عددی است که نشان ‌می‌دهد قیمت‌ها چقدر از مقدار میانگین قیمت فاصله دارند. قیمت‌ها بیشتر نزدیک مقدار میانگین متحرک حرکت می‌کنند. حدود ۶۵ درصد قیمت‌ها در فاصله یک انحراف معیار از میانگین قرار می‌گیرند، حدود ۹۵ درصد قیمت‌ها در فاصله ۲ انحراف معیار از میانگین هستند. حدود ۹۹ درصد قیمت‌ها هم در فاصله ۳ برابر انحراف معیار از میانگین می‌باشند.

چگونه با نوارهای بولینگر باند معامله کنیم؟
نحوه استفاده از نوارهای بولینگر در بین افراد با توجه به استراتژی‌ و اهداف مختلف، ‌متفاوت است. مطالعات نشان می‌دهد خروج قیمت‌‌ها از نوار‌های بولینگر با ۳ انحراف معیار به‌ندرت رخ می‌دهد. در بقیه اوقات قیمت‌ها بین نوارهای بالا و پایین نوسان می‌کنند و معمولاً به مقدار میانگین بازمی‌گردند.
زمانی که روند وجود ندارد و نوارها به‌صورت موازی باشند محدوده بالا و پایین نوارهای بولینگر مرزهای قیمت را تعیین می‌نمایند و در هنگام نزدیک شدن قیمت‌ها به نوار پایین می‌توان خرید انجام داد و هنگام نزدیک شدن قیمت‌ها به نوار بالایی تصمیم به فروش بگیرید.
در زمان وجود روند صعودی و نزولی نیز می‌توان از این اندیکاتور، ‌تنها در راستای روند اصلی سیگنال گرفت. به‌طوری‌که در یک ‌روند نزولی فقط به دنبال فرصت فروش هنگام برخورد قیمت‌ها با نوار بالایی هستیم، یعنی زمانی که قیمت‌ها دره‌ها و قله‌های پایین‌تری را به وجود می‌آورند و در یک روند صعودی فقط به دنبال فرصت خرید هنگام برخورد قیمت‌ها با نوار پایینی هستیم؛ یعنی زمانی که قیمت‌ها قله‌ها و دره‌های بالاتری به‌ وجود می‌آورند.

پانویس‌ها

۱-Price channels
۲-Volatility channel
۳-Overbought
۴-Oversold

اندیکاتور Bollinger Bands

احسان حاجی
این اندیکاتور توسط جان بولینگر مطرح شد. در این اندیکاتور دو نوار (باند) در دوطرف یک میانگین متحرک نمایی گذاشته می‌شود. با این تفاوت که باندهای بولینگر با انحراف معیاری در بالا و پایین میانگین متحرکی که معمولا ۲۰ دوره‌ای است، قرار می‌گیرند.

این اندیکاتور توسط جان بولینگر مطرح شد. در این اندیکاتور دو نوار (باند) در دوطرف یک میانگین متحرک نمایی گذاشته می‌شود. با این تفاوت که باندهای بولینگر با انحراف معیاری در بالا و پایین میانگین متحرکی که معمولا ۲۰ دوره‌ای است، قرار می‌گیرند. منظور از انحراف معیار یک مفهوم آماری است که بیان کننده چگونگی پراکندگی قیمت‌ها حول متوسط قیمت‌ها یا نوارهای بولینگر باند میانگین متحرک است. به عنوان یک قانون، زمانی که قیمت‌ها به باندهای بالایی برسند تمایل به بسط در جهت صعودی و زمانی که نوارهای بولینگر باند باند پایینی را لمس کنند، تمایل به بسط در جهت نزولی دارند.

یکی از ساده‌ترین کاربردهای باندهای بولینگر این است که باندهای بالا و پایین به عنوان هدف قیمتی در نظر گرفته شوند. به بیان دیگر اگر قیمت‌ها باند پایین را ترک کنند و میانگین متحرک ۲۰ روزه را رو به بالا قطع کنند مقدار باند بالایی را می‌توان به عنوان هدف قیمتی فرض کرد و به عکس.

زمانی که باندهای بولینگر به صورت غیر‌معمولی باز می‌شوند اکثرا نشانه این است که روند قبلی ممکن است به زودی تمام شود و زمانی که باندهای بولینگر به طور غیر‌معمول به هم نزدیک شوند اکثرا نشانه این است که بازار آماده آغاز روندی جدید است.

در واقع تفسیر اصلی باندهای بولینگر این است که قیمت تمایل دارد در محدوده مابین دو باند بولینگر نوسان کند و به بیرون این محدوده نفوذ نکند؛ اما آنچه باندهای بولینگر را متمایز می‌کند این است که عرض باند با میزان نوسانات تغییر می‌کند. در دوره‌های نوسانات شدید قیمت، باندها با بیشتر شدن فاصله مابین خود به قیمت اجازه نوسان بیشتری می‌دهند و در دوره‌های راکد و بدون نوسان هم باندها به هم نزدیک شده و عرض کمتری را برای در بر داشتن نوسانات قیمت سهم فراهم می‌کنند.

باندهای بولینگر زمانی که با یکی از نوسانگرهای تشخیص نوارهای بولینگر باند خرید افراطی و یا فروش افراطی ادغام شوند، کاربرد بسیار خوبی پیدا می‌کنند.

آقای بولینگر عدد ۲۰ را به عنوان بازه مناسب برای رسم میانگین متحرک معرفی می‌کند و نوع میانگین متحرک پیشنهادی ایشان ساده(Simple Moving Average) است. از دیگر یافته‌های آقای بولینگر این است که میانگین متحرک‌های زیر ۱۰ روزه کارکرد خوبی برای رسم باندهای بولینگر ندارند.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا